یک روز یک فرمانده جنگی با افرادش به یک جزیره حمله می کنند و پیروز می شوند.یکی از افراد آن فرمانده ازش می پرسه چطوری ممکنه؟ تعداد اونها خیلی از ما بیشتر بود،چه طوری ما پیروز شدیم؟

فرمانده در جواب پاسخ میده:وقتی ما با کشتی به این جزیره اومدیم من کشتی را آتش زدم تا شما هیچ راه بازگشتی نداشته باشید ،یعنی شما یا باید پیروزی را انتخاب می کردید یا کشته می شدید و شما پیروزی را انتخاب کردید!

دقت کردید بچه ها درس نمی خونند و نمی خونند تا شب امتحان و بعد یکهو شب امتحان واقعا تلاش می کنند تا قبول بشند! آیا اون دانش آموز تغییری کرده؟ آیا توانای هایش افزایش پیدا کرده؟جواب نه هست.فقط اون دانش آموز شب امتحان دیگه وقتی برای فرار کردن نداره! و بعد تلاش می کنه و از توانای هایش استفاده می کنه.گاهی اوقات خودش هم متعجب میشه ! یعنی این منم؟ باورم نمیشه بتونم انقدر درس بخونم!

شما چند درصد از توانایی هایتون استفاده می کنید؟ پیش از اینکه اتفاقی بی افته و مجبور بشید سعی کنید از توانایی هایتون  استفاده  بکنید.فقظ اندکی بیشتر!همین حالا..............

دوستان اگر سوالی دارند اول آرشیو وبلاگ را کاملا بخونند و بعد اگر جوابتون را پیدا نکردید می تونید بپرسید!